" خلاصه کتاب مغازه خودکشی " از : ژان تولی - ترجمه از : احسان کرم ویسی
خلاصه کتاب مغازه خودکشی
در شهری که نامش را در هیچ کجای داستان متوجه نمیشویم، همه مردم دچار یاس و افسردگی شدهاند و یکی پس از دیگری تصمیم میگیرند خودکشی کنند. در این میان خانواده ای چهار نفره وجود دارد که یک مغازه خودکشی به صورت نسل اندر نسل به آنان به ارث رسیده و در آن انواع و اقسام آلات و ادوات خودکشی میفروشند. شعارشان هم این است که اگر در زندگی موفق نبودید، لااقل مرگ موفقی داشته باشید. تا اینکه فرزند سوم این خانواده به دنیا میآید.
مغازهی خودکشی یک فانتزی سیاه تکاندهنده است که بعد از چاپ شدن، توجه فراوانی برانگیخت. رمان عجیب ژان تولی (1953)، نویسنده و فیلمنامهنویس فرانسوی، هجوی است تمامعیار دربارهی مرگ و امید. رمان دربارهی یک دکان فروش ابزار و ادوات خودکشی است. همه جور خنزرپنزری در آن یافت میشود. از انواع سم تا طنابهای دار، از انواع سلاحهای کمری مناسب برای انتحار تا ویروسهای کشنده. یک فروشگاه منحصربهفرد در زمان و مکانی نامعلوم. رمان گره خورده است به نام برخی از مهمترین چهرههای ادبی و هنری که خود را کشته اند؛ میشیما، مرلین مونرو، ونسان ونگوگ و... تقاضا بسیار زیاد است، تا اینکه روزی پسری وارد این مغازه میشود و با خودش تحولی به همراه میآورد. این روند پیش میرود تا سطرهای پایانی کتاب که ناگهان ضربهای خردکننده به مخاطب وارد میشود، ضربهای که غیرقابل پیش بینی است... رمان مغازهی خودکشی از درخشانترین آثار فانتزی سیاهیاست که در دو دههی گذشته در جهان و در این سبک نوشته شدهاست. حضور متراکم مرگ، تلاش برای ساختن امید به زندگی، نبردی نمادین و مملو از شوخیهای ظریف که در نهایت قرار است خواننده را میخکوب کند.