تسلی بخشی در مواجهه با عدم محبوبیت - فصل دوم
هر جامعه مفاهیمی برای نوع باورهای فردی و چگونگی رفتارهای فردی ارائه کرده است تا از بدگمانی و بدنامی پیشگیری کند . برخی از این قراردادهای اجتماعی در قالب فرمول های صحیح ارائه شده اند ؛ از جمله قوانین حقوقی ؛ و برخی دیگر نیز شهودی تر بوده و در قالب یک پیکره ی اخلاقی و قضاوت های عملی جای گرفتند که آن ها را با عنوان « عرف جامعه » می شناسیم ؛ از جمله مواردی همچون چه باید بپوشیم ، کدام ارزش های اقتصادی را باید اتخاذ کنیم ، به چه کسی باید احترام بگذاریم ، از چه منش یا الگوی رفتاری باید پیروی کنیم و زندگی خصوصی ما چگونه باید باشد . تردید کردن به این قراردادهای اجتماعی بسیار عجیب است و گاهی اوقات یک نوع گستاخی تهاجمی محسوب می شود . اگر عرف جامعه به چالش نمی شود ؛ علت این امر این است که قضاوت های آن به حدی دقیق هستند که جایی برای موشکافی ندارند .
برای مثال ، پیش کشیدن یک گفتگوی عادی با موضوع « هدف از کار کردن در جامعه چیست ؟ » چندان قابل قبول نیست .
یا اینکه از یک تازه عروس و داماد بپرسید که علت اصلی تصمیم گیری آن ها برای ازدواج چه بوده است ؛ یا اینکه از افرادی که به تعطیلات رفته اند بپرسید که چه فرض هایی برای تصمیم گیری در نظر گرفته بودند .
یونانیان باستان ؛ قراردادهای عرف برای جامعه بسیار زیادی داشتند و به طور سخت گیرانه از همه ی آن ها پیروی می کردند .
یونانی ها معتقد به چندین خدا بودند از جمله خدای عشق ، خدای شکار ، خدای جنگ ، خدای قدرت برداشت محصول ، خدای آتش ، خدای دریا و ... آن ها قبل از شروع هر کار که احتمال خطر داشت ؛ به معابد می رفتند تا در برابر خدایان دعا کنند و هدایایی را به آنها پیشکش کنند . برخی از یونانیان یک معبد کوچک در خانه بنا کرده بودند . گاهی اوقات آن ها حیواناتی را برای خدایان قربانی می کردند اما هزینه ی قربانی کردن برای خدایان بسیار سنگین بود : هر یونانی برای آتنا باید یک گاو ، برای آرتمیس و آفرودیت باید یک بز و برای آسکلپیوس هم باید یک مرغ یا خروس قربانی می کرد .
یونانیان با برده داری و تملک بردگان موافق بودند . در قرن پنجم پیش از میلاد ؛ تعداد بردگانی که فقط در آتن شمارش شدند ، حدود هشتاد تا یکصد هزار نفر تخمین زده شده اند ، یعنی یک برده در ازاء هر سه نفر شهروند آزاد در آتن .
روحیه ی نظامی گری هم در یونانیان به شدت بالا بوده است چون همه ی آن ها شهامت در میدان نبرد را می ستودند . از نظر آن ها ، یک مرد زمانی کامل می شد که نحوه ی جدا کردن سر از بدن دشمن را بداند . عملکرد یک سرباز آتنی در خاتمه دادن به زندگی سرباز پارسی ( نقش روی لوح یونانی در زمان دومین جنگ با ایرانیان ) بسیار پسندیده بوده است .
زنان به طور کامل تحت سلطه ی شوهران و پدرانشان بودند . آن ها هیچ مشارکتی در زندگی اجتماعی یا سیاست نداشتند ؛ حتی نمی توانستند ارث ببرند یا برای خودشان پول و ثروت داشته باشند . دختران عمدتاً در سن سیزده سالگی ازدواج می کردند . وظیفه ی انتخاب شوهر برای دخترها بر عهده ی پدر خانواده بود و او بدون در نظر گرفتن سازگاری عاطفی ، شوهری برای دخترش انتخاب می کرد .
از دیدگاه معاصران سقراط هیچ یک از این موارد عجیب نبودند . اگر از آن ها می پرسیدید که چرا برای آسکلپیوس خروس قربانی می کنید یا چرا قتل یک نوع فضیلت برای مردان محسوب می شود ؛ شگفت زده یا حتی عصبانی می شدند . این پرسش ها همان قدر گیج کننده و احمقانه بودند که بپرسید چرا بهار پس از تابستان می آید یا اینکه بپرسید چرا یخ سرد است .
اما فقط برانگیختن دشمنی با دیگران نیست که ما را از پرسش در خصوص وضعیت فعلی بازمی دارد . گرایش ما به تردید به واسطه ی یک احساس درونی تضعیف می شود ؛ و آن اینکه رسوم اجتماعی اساس محکمی دارند ، گر چه عمدتاً نمی دانیم این اساس دقیقاً چیست اما به آن اطمینان داریم . اصل باور ما به رسوم اجتماعی این است که از مدت ها قبل عده ی زیادی به این رسوم معتقد بودند . اصولاً نمی توان به راحتی باور کرد که رسوم جامعه اشتباه باشند . همه ی ما تردیدهایمان را می بلعیم و به دنبال گله حرکت می کنیم چون هرگز نمی توانیم خود را پیشگام در معرفی یا پیروی از حقایق دشوار ناشناخته تصور کنیم .
برای غلبه بر ترس و پناه بردن به خونسردی می توان به همان فیلسوف رجوع کرد .
منبع : تسلی بخشی های فلسفه ، آلن د باتن ، مترجم : فروزنده دولتیاری ، انتشارات نیک فرجام ، چاپ دوم ، تهران ، ۱۴۰۰ .