شبنم شاباشی که زهرآگین شد


شبنم گلهای کوهی را سحرخیز آهوان نوشند،
شبنم گلهای باغ وبوستانها را،
انگبین زنبور و پروانه.
آری،اما بخت بیدار تو را نازم،
ای به تنهایی تو هم پروانه،هم زنبور،هم آهو
در سرابُستان یک خانه.
بی که بیند،هیچ مرغ دیده ایی،یا دیدۀ مرغی،
بُرده باغی،صدبهارش گل،به دنج ایمن لانه.


پرسه و پرواز خوش بادت،
هم چراگه سبز،هم آبشخورت سرشار،
عرصۀ گلگشت و چشم انداز خوش بادت.
ای بهشتی عیش، در این دوزخی کانون
-دوزخ ، اما سرد-
گیتی،بیمار و بیگانه.
عمر شیرینت گوارا باد.
نوش بادت،ای شراب خانگی،در بزم کاشانه.


چار فصلت بی کدورت،چون حبابِ آبیِ روشن.
خنده ات زنجیرۀ زرین،صراحی وار،
چهره ات انگارۀ شادی،چندان لبخند پیمانه.
تیک تاک ساعتت،ناقوس شادیهای شب هنگام،
جدول تقویم،فهرست سعادت های روزانه.
مثل برگ یاس،عطرآگین و روشن باد،
رازهای هستی ات درچشم،
این چنین باد،این چنین تر باد،ای راز نجابت،ای نجیبانه
دور باد اندیشۀ بیهودگی از خاطرت،جاوید.
بر دلت مکتوم باد،اسرار بدبختانه،چون آلام فرزانه.
زآن همه چون وچراهایی که بارانی است زهر آلود،
روح آرام تو ایمن باد، وزغفلت به جوشن باد.
تا دلت را درد وغم در پنجۀ بیرحم نفشارد.
غفلت آری،یا بگویم ابلهی، باری
عقل مزدور وزبونت را به حال خویش بگذارد.
وزجنون غمگنانت در امان دارد؛
ابلهان زیرا به غفلت ایمنند از رنج دیوانه
-که چرا این بودن؟آنگه این چنین بودن؟
وچرا این هرچه بینی،بد؟
و چرا از بد بتر،بیداد؟
وچرا آن ناله ، این فریاد؟
آبنوس است این،چرا باید شمردش عاج؟
وچرا هم زشت، هم پرکبر و تردامن؟
وچرا هم باج، هم تاراج؟-


آه باری دوربادت این چراها از دل فارغ.
که حقیقت زهر باران می کند کامت؛
و به تلخی می پراند از سرت،این خوابک شیرین افسانه.
بعد از آن محروم خواهی ماند از شادی.
سبزه ها را زهر خواهی دید،وانگه دام،در اطراف هر دانه.
و پرستوهای شادی خاطرت را ترک می گویند.
و چه غمگین است وپرفریاد وحشت، خالیِ خانه.
و چه تاریک است،تنهایی.
و چه دردآلود،گردآلودی متروک.
وچه دهشتناک،کوکو گفتن خاموش ویرانه.
دیگر آنگه ابر غمها خیمه خواهد زد،
بر دلت،این درّۀ تاریک،با چتر زمستانه،...


وای من!بنگر چه شاباشی ترا گویم؟!
بشکنادم کلک حنظل پاش،
                  وانگاه اینچنین در ساغر شاباش
بر من این ناساز خوانی را ببخشایاد،
خاطر آیین شناسان،کاش.
سالگرد کدخدایی بر تو فرخ باد.
همچنان کدبانویت را؛ای شما مَشّی و مَشیانه.
بر شما خوش بگذرد ایّام؟
آشیانتان لانۀ مرغ سعادت باد
عیشتان گلزار و گلخانه.