غزل ـ امیر علیشیر نوایی « فانی »
می بایدت به دیر مغان آی و نوش کن
ایمان فدای مغبچه ی میفروش کن
دارم سخن به گوش تو پنهان ز مدعی
هان ای جوان ، نصیحت این پیر گوش کن
در خلوت وصال برابر بنوش می
تا کس سخن برون نبرد ، ترک هوش کن
در گفتگوی عشق ، زبان دگر بود
زاهد تو این ترانه ندانی خموش کن
چون قول پیر دیر به عیشت دلالت است
ای خواجه استماع ندای سروش کن
عکس تو ساقیا به رخت لاف زد ز حسن
منکر شود بگیر می و رو به روش کن
ای مغبچه ، گشا رخ و « فانی » صفت به دیر
عریان ز ستر هوش ، دو صد خرقه پوش کن .
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم فروردین ۱۴۰۴ ساعت 13:58 توسط محمدرضا خان پور
|