زندگی نامه ی : جرجی زیدان
جُرجی زیدانی ( ۱۴ دسامبر ۱۸۶۱ ، بیروت - ۲۲ ژوئیهٔ ۱۹۱۴ ، قاهره ) تاریخنگار ، داستاننویس ، و روزنامهنگار عربزبان لبنانی است که برای نوشتن ۲۳ رمان تاریخی و تأسیس نشریهٔ الهلال معروف است . طی نهضت بیداری عربها و شکلگیری جنبش النهضة ، قصد او از نوشتن رمانهای تاریخی ، آشنا نمودن مردمان عرب با فرهنگ و تاریخ خود بودهاست .
زندگی و فعالیتها :
وی در ۱۱ جمادیالثانی ۱۲۷۸ در خانوادهای تنگدست و مسیحی در بیروت بهدنیا آمد . پدرش ، حبیب ، از اهالی روستای عَین عَنّوب بود که همراه خانوادهاش به بیروت مهاجرت کرده و در آنجا در اغذیهفروشی کار میکرد . وی که خود بیسواد بود و فقط خواندن و نوشتن و حساب و کتاب مقدماتی را ضروری میدانست ، زیدان را در پنج سالگی به مدرسه فرستاد تا در آینده در اداره اغذیهفروشی به او کمک کند . زیدان ، پس از دو سال ، به مدرسه رفت و در آنجا حساب ، صرف و نحو ، خوشنویسی و کمی زبان فرانسه آموخت . در یازده سالگی ، با اصرار پدرش ، تحصیل را رها کرد .
زیدان یک سال واندی در اغذیهفروشی نزد پدرش، و سپس دو سال در یک کارگاه کفاشی کار کرد، اما دوباره نزد پدرش بازگشت. در پانزده سالگی به مدرسهای شبانه رفت و در مدت چهار ماه، با تلاش بسیار، زبان انگلیسی آموخت . در همان زمان ، تألیف فرهنگی انگلیسی به عربی را آغاز کرد که ناتمام ماند . در اغذیهفروشی با بزرگانی نظیر ابراهیم الیازجی ( منتقد ، شاعر ، روزنامهنگار و محقق ) و عبداللّه بستانی ( شاعر ، روزنامهنگار و نمایشنامهنویس ) آشنا شد و به عضویت گروه «جمعیة شمسالبِرّ»، شعبهای از جمعیت جوانان مسیحی در انگلستان ، درآمد و در این گروه ، با یعقوب صروف ( روزنامهنگار ، مترجم و داستاننویس ) ، سلیم البستانی ( روزنامهنگار و داستاننویس ) ، و اسکندر البارودی ( به عربی: اسکندربن نقولابن سمعان بن مرادبارودی )آشنا شد . با تشویقها و راهنماییهای بارودی ، تصمیم گرفت به دانشکده پزشکی برود . دو ماه دروس مقدماتی را نزد بارودی خواند و در ۱۲۹۸ در رشته پزشکی به کالج پروتستان سوری راه یافت و در سال اول ، شاگرد ممتاز شد . در اوایل سال دوم ، زیدان و دانشجویان دیگر در اعتراض به کاستیهای دانشکده و برای احقاق حقوق خود و هواداری از استادی که به علت سخنرانی دربارهٔ داروینیسم اخراج شده بود ، از رفتن به کلاس خودداری کردند . پس از کشمکشهای بسیار ، دانشکده تصمیم گرفت دانشجویان معترض را اخراج کند .
سپس او در رشته داروسازی امتحان داد و چندی در این رشته درس خواند ، ولی آن را نیمهکاره رها کرد و برای ادامه تحصیل به مصر رفت ، وی قبل از سفر به مصر به عضویت فراماسونری درآمده بود . در ابتدا قصد داشت در مصر در رشته پزشکی ادامه تحصیل دهد ؛ اما ، با پیشنهاد صاحب روزنامه الزمان ، یک سال در آنجا مشغول بکار بود . در همان سال در حمله انگلیس به سودان ، برای درهم شکستن قیام محمد احمدبن عبداللّه معروف به مهدی سودانی ، در سمت مترجم امنیتی به ارتش انگلستان پیوست . در ۱۳۰۲ به بیروت بازگشت و به فراگیری زبان عبری و زبان سریانی پرداخت و به عضویت المجمع العلمیالشرقی درآمد . در ۱۳۰۳ ، اولین کتاب وی ، با عنوان الالفاظ العربیة و الفلسفة اللغویة ، در بیروت بهچاپ رسید و بهسبب انتشار آن ، او عضو انجمن سلطنتی آسیایی گردید . در همان سال، به لندن سفر کرد و با آثار مستشرقان آشنا شد . پس از بازگشت به قاهره ، در زمستان همان سال به پیشنهاد یعقوب صروف و فارِس نَمِر ، در مجله المقتطف استخدام گردید . وی بیشتر به کارهای اجرایی میپرداخت ، بهطوریکه در مدت یک سال و نیم همکاری ، فقط یک مقاله در آنجا به چاپ رساند . در ۱۳۰۶ ، از سمت خود کنارهگیری کرد و دو سال در مدرسه العبیدیة الکبری'، به عنوان معلم ارشد ، به تدریس زبان عربی پرداخت . در ۱۳۰۸ ازدواج کرد و با مشارکت یکی از دوستانش ، چاپخانه کوچکی تأسیس کرد که سال بعد ، با کنارهگیری شریکش ، بهتنهایی اداره آن را برعهده گرفت . وی در اواخر ۱۳۰۹ ، مجله الهلال را تأسیس نمود .
از ۱۲۹۸ رابطه عمیق و استواری بین زیدان و مستشرقانی مانند نولدکه ، گولدتسیهر ، کراچکوفسکی و مارگلیوث و واندایک ( به انگلیسی: Cornelius Van Alen Van Dyck ) ایجاد شد و دفتر مجله الهلال محل رفتوآمد مستشرقانی بود که به مصر میآمدند . زیدان در ۱۹۰۸ به استانبول ، در ۱۹۱۲ به کشورهای اروپایی و در ۱۹۱۳ به فلسطین سفر کرد . در ۱۹۱۰ ، دانشگاه قاهره از وی برای تدریس تاریخ اسلام دعوت کرد . انتخاب یک مسیحی برای تدریس تاریخ اسلام ، اعتراض شدید مسلمانان را برانگیخت و زیدان مجبور به کنارهگیری از این سمت شد . وی در ژوئیه ۱۹۱۴ در منزل خود در قاهره بهطور ناگهانی درگذشت . شاعرانی چون احمد شوقی ، محمدحافظ ابراهیم ، ولیالدین یکن ، خلیل مُطران و ایلیا ابوماضی در مرگ او مرثیههایی سرودند .
رمانهای تاریخی :
بیشتر شهرت زیدان به سبب داستانهای تاریخی اوست و زیدان را پیشگام این نوع ادبی میدانند . زیدان ۲۲ داستان تاریخی دارد که اولی المملوکالشارِد ( چاپ ۱۸۹۱ ) و آخری شجرة الدّر ( چاپ ۱۹۱۴ ) است . از این میان، هفده داستان به تاریخ عرب و اسلام تا عصر صلاحالدین ایوبی بر میگردد ، چهار داستان متعلق به تاریخ جدید مصر و یکی هم متعلق به تحولات عثمانی است . زیدان تحت تأثیر و نفوذ داستاننویسان اروپایی ، به خصوص والتر اسکات و الکساندر دوما ، بوده و گرچه نتوانسته به سطح هنری آنها برسد ، در این زمینه در ادبیات عرب موفق بودهاست. در این داستانها زیدان قصد دارد وقایع گذشته را در روند دگرگونی حیات سیاسی عرب روایت کند ؛ ازاینرو ، جنبه تعلیمی و سرگرمی داستانها بر جنبه هنری آنها برتری دارد . داستانهای وی طرح سادهای دارند . محور اصلی این داستانها ، عشق مجازی به زیبایی مسحورکننده زنی است که غالباً واقعیت مستند تاریخی ندارد . وی واقعیتهای تاریخی را با این عشق مجازی میآمیزد و با نثری ساده و ایجاد کشمکش و تعلیق و هیجان ، خواننده را تا پایان با خود همراه میکند . داستانهای وی بارها تجدید چاپ و به فارسی ، ترکی ، هندی ، روسی ، آلمانی و برخی زبانهای دیگر ترجمه شدهاست . ناقدان شیوه داستاننویسی زیدان را ستایش میکنند ، اما داستانهایش اعتبار تاریخی ندارند . بهنظر میرسد که زیدان تعمداً ، برای تحقیر عربها، تاریخ آنها را تحریف کردهاست . نویسندگانی نظیر فَرح أَنطون در داستان أورشلیم الجدیدة و القائم مقام نسیب بک در داستان خفایا مصر از او پیروی کردهاند ، ولی هیچکدام نتوانستهاند به محبوبیت زیدان دست یابند .
تأثیر بر دیگران :
جرجی زیدان در کتاب تاریخ ادبیات عرب مدعی شد که شیعیان ، آثار مکتوب قابل توجّهی در تاریخ عرضه نکردهاند و نقش مؤثّری در پیشرفت علوم اسلامی نداشتهاند .
سه دوست جوان که از دانش آموختگان حوزه علمیه نجف و تربیت یافته فرهنگ شیعه بودند و عمیقاً جریان فرهنگی شیعه را میشناختند و این ادعا را خلاف واقع میدانستند ، با یکدیگر هم پیمان شدند که هر کدام به گونهای به آن پاسخ دهند و زیدان را متوجه خطای تاریخی بزرگش بنمایند .
یکی از آن سه تن ، علامه شیخ محمدحسین کاشفالغطا ( درگذشته ۱۳۷۳ قمری ) بود که به نقد روش تحقیق این کتاب پرداخت و خطاهای متعدّد آن را برشمرد و حاصل کار خود را به صورت کتابی به نام النقود و الردود ( نقدها و پاسخها ) منتشر ساخت .
دومین دوست ، علامه سید حسن صدر بود که کتابی با نام تاسیس الشیعة الکرام لعلوم الاسلام ( بنیانگذاری علوم اسلامی به دست شیعه ) منتشر شد و محقّقان را متوجّه جنبههای ناگفته تاریخ علوم اسلامی نمود . امّا سومین دوست که علامه شیخ آقابزرگ تهرانی بود که با کوششی زیاد ، کتابخانههای سراسر کشورهای اسلامی را کاوید و از میان کتابهای آنها نزدیک به شصت هزار کتاب شیعی را شناسایی کرد و بدین ترتیب ، توانست ( کتابشناسی بزرگ شیعه ) را از آغاز تاریخ اسلام تا عصر خویش تدوین کند . این کتابشناسی که نگاهی به هزار و سیصد سال فعالیت علمی شیعه دارد ، طی حدود سی جلد و با عنوان الذریعة الی تصانیف الشیعة ( راهنمای آثار مکتوب شیعه ) , پاسخ مشروحی بود به ادّعای جرجی زیدان. بعدها این اثر ، منشأ تحقیقات تازهای در باب مکتوبات شیعه گشت و آثار فراموششده را بازشناساند .
آثار :
پژوهشهای تاریخی :
- تاریخ مصر ۱۸۸۹
- تاریخ فراماسوا ۱۸۸۹
- تاریخ ملل ۱۸۹۰
- تاریخ یونان و روم ۱۸۹۹
- تاریخ تمدن اسلامی ۱۹۰۲–۱۹۰۶
- تاریخ عرب قبل از اسلام ۱۹۰۸ .
ادبیات :
- زبان عربی و فلسفه زبانی ۱۸۸۹
- تاریخ ادبیات عرب ۱۹۱۱ .
داستانهای تاریخی :
- المملوکالشارِد ۱۸۹۱
- اسیر المهتدی ۱۸۹۲
- استبداد ممالیک ۱۸۹۳
- جهاد المحبین ۱۸۹۳
- أرمانوس مصری: داستان اگشودن مصر بدست عمروعاص ۱۸۹۶
- دختران غسان ۱۸۹۷/۹۸
- عذراء قریش : داستان کشتهشدن عثمان و جنگهای جمل و صفین ۱۸۹۹
- هفده رمضان : داستان کشتهشدن علی ابن ابیطالب ۱۹۰۰
- پیشوای کربلا : داستان کشتهشدن حسین ابن علی ۱۹۰۱
- حجاج بن یوسف : دربارهٔ سیاست دوران بنی امیه ۱۹۰۲
- فتح اندلس ۱۹۰۳
- شارل و عبدالرحمن : داستان پیروزیهای اسلام در اروپا ۱۹۰۴
- ابومسلم خراسانی ۱۹۰۵
- عباسه دختر هارون الرشید ۱۹۰۶
- امین و مأمون ۱۹۰۷
- عروس فرغانه : داستانی در مورد زمان المعتصم و پایتخت شدن سامرا ۱۹۰۸
- احمد بن طولون: داستانی در مورد مصر در قرن سوم هجری ۱۹۰۹
- عبدالرحمن ناصر : در مورد دوران زرین اندلس ۱۹۱۰
- خیزش عثمانی : دربارهٔ اوضاع سیاسی دوره عبدالحمید دوم ۱۹۱۱
- دختر قیروان ۱۹۱۲
- صلاح الدین ایوبی ۱۹۱۳
- شجر الدر ۱۹۱۴ .
مجلهها :
- مجله الهلال ۱۸۹۲–۱۹۱۴ .
زندگینامه :
- زندگینامه جورجی زیدان ۱۹۱۶ .