شعر : اشک من - از : محمدحسن رهی معیری
اشک من گوهر یکتای من است
زاده ی چشم گهر زای من است
حاجت زمزمه ی عودم نیست
اشک من زمزمه پیرای من است
با صفاتر بود از شبنم صبح
نقشی از روی مصفای من است
خون دل ، در قدحم افشاند
ساقی و باده و مینای من است .
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و هفتم آبان ۱۴۰۰ ساعت 11:32 توسط محمدرضا خان پور
|