فی المناجات - پند نامه ی فریدالدین محمد عطار نیشابوری
پادشاها جرم ما را درگذار
ما گنه کاریم و تو آمرزگار
تو نکوکاری و ما بد کرده ایم
جرم بی پایان و بی حد کرده ایم
دایما در فسق و عصیان مانده ایم
هم قرین نفس و شیطان مانده ایم
روز و شب اندر معاصی بوده ایم
غافل از یؤخذ نواصی بوده ایم
بی گنه نگذشته بر ما ساعتی
با حضور دل نکرده طاعتی
بر در آمد بنده ی بگریخته
آبروی خود به عصیان ریخته
مغفرت دارد امید از لطف تو
زانکه خود فرموده لا تقنطوا
بحر الطاف تو بی پایان بود
ناامید از رحمت شیطان بود
نفس و شیطان زد کریما راه من
رحمتت بادا شفاعت خواه من
چشم دارم کز گنه پاکم کنی
پیش از آن کاندر لحد خاکم کنی
اندر آن دم کز بدن جانم بری
از جهان با نور ایمانم بری .
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم آبان ۱۴۰۰ ساعت 20:38 توسط محمدرضا خان پور
|