شعر : خرمن شوق نگاهت قاب ِ معنا را بس است - از : عاکف - م
خرمن شوق نگاهت قاب ِ معنا را بس است
گوشه ی چشم از غزال خفته ات ما را بس است
صحبت از لعل لبانت حال گویا را بس است
قامتِ شمشاد و لطفِ برتر ِ ِسرو ِ سهی
تک چنار شهر ما آن قد رعنا را بس است
چشمه ی لطف از تو جاری است و در تدبیر ما
خرمن شوق نگاهت قاب ِ معنا را بس است
طرح و رنگ دلفریب و نقش های بی شمار
وین همه صنع عجب، چشمان بینا را بس است
ما پی اسرار و اسرار از پی ما شد دوان
صنعت مفتاح عشقت هر معما را بس است
ظرف ما بس کوچک است و خوان مهرش بیکران
قطره از دریای لطفش جام مینا را بس است
همچو «عاکف» چشم می باید گشود ار طالبی
زان هزاران، آیتی طرح تماشا را بس است .
+ نوشته شده در چهارشنبه دوازدهم آبان ۱۴۰۰ ساعت 17:7 توسط محمدرضا خان پور
|