مجموعه شعر : شرح پریشانی - مجید ناظری فرد
سالها دخمه ی ما در گرو طوفان بود
نقش گل فکر خزان سینه ما سوزان بود
ناله و سوز گذارم همه در معبر عشق
بی صدا چون تپش سینه این دوران بود
یوسفی رفت و به هجران همه را کرد مرید
چشم ما با غم او جلوه گه کنعان بود
محنت و رنج و عذاب در پی آسایش نی
آنکه از دست غمش مشکل ما آسان بود
شور و شوقی که مرا داد نگارم دوشین
خبر از وصل دل و گوشه ی قبرستان بود .
+ نوشته شده در چهارشنبه پنجم آبان ۱۴۰۰ ساعت 23:32 توسط محمدرضا خان پور
|