نه ، ما نمی دهیم به دشمن 

محصول این مبارزه را 

نه نمی دهیم ، 

هرگز نمی زنیم به مهر تو پشت پا ، نه نمی زنیم .

ای ملت غیور که در تنگه ی سحر 

دزدان به کاروان تو بستند راه را .

و تو هنوز 

پایان نبرده ای شب شوم و سیاه را 

در گیر و دار حادثه هایی که دشمنان 

با حیله ساختند 

بسیار خواب ها که ز چشمان تو پرید . 

اینک شناختی 

رزم آوران سنگر خونین خلق را 

آنان که در تلاش مداوم 

با دست بسته راه تو را پاک می کنند 

آنان که بی دریغ به زندان های شاه 

بس آرزو به سینه ی خود خاک می کنند .

اینک اگر وطن 

در لا به لای پنجه ی عمال اجنبی 

فریاد می زند 

این التماس نیست 

این نعره های شیر به زنجیر بسته است ،

عصیان ملتی است 

زنجیر و تازیانه و اعدام 

بهر مبارزان ، 

بوده است از قدیم 

اما نبوده است چو دوران ما که هست 

هرگز چنین حقیر 

در عهد ما انوشه سرباز 

هنگام مرگ خویش 

لبخند می زند 

او ساحل امید وطن را هنوز هم 

با چشم های باز 

می بیند آشکار 

ما نیز آشکار طریق گذشته را 

دنبال می کنیم 

همراه کاروان وطن می زنیم گام 

تا آخرین نفس ،

تا فتح ، انتقام !