وه 

چه عطر سبزی دارد کوچه های ده 

زنان آتشگاه 

سپیده دم در پیچ بقچه هایشان 

عطر گرم گندم را 

گره به شاخه ی به می زنند 

و آفتاب که بر گوی‌های زرین تابید 

نسیم نرم و ملایم لای کرک های طلا می خزد 

و مست و خیس 

در آن سوی باغ 

کنار دیوار از هوش می رود 

وه

چه عطر مستی دارد باغهای به .