گلچین شعر تنهایی کوتاه

 

شب من پنجره‌ای بی فردا

روز من قصه‌ی تنهایی ما

مانده بر خاک و اسیر ساحل

ماهی‌ام ، ماهی دور از دریا

~*~*~

کاش قلبم درد تنهایی نداشت

چهره‌ام هرگز پریشانی نداشت

برگ‌های آخر تقویم عشق

حرفی از یک روز بارانی نداشت

کاش می‌شد راه سرد عشق را

بی خطر پیمود و قربانی نداشت

~*~*~
 

شبیه برگ پاییزی ، پس از تو قسمت بادم

خداحافظ ، ولی هرگز نخواهی رفت از یادم

خداحافظ ، و این یعنی در اندوه تو می‌میرم

در این تنهایی مطلق ، که می‌بندد به زنجیرم

~*~*~
 

تو برو پیچک من

فکر تنهایی این قلب مرا هیچ مکن

روی پیشانی من چیزی نیست

غیر یک قصه پر از بی کسی و تنهایی

~*~*~
 

سال‌ها بگذشته از میلاد من

کی یکی مردانه باشد یاد من

من و یک تنهایی و یک شمع روشن

خدایا نکند که باد بیاید

~*~*~

بس که دیوار دلم کوتاه است

هرکه از کوچه تنهایی ما می‌گذرد

به هوای هوسی هم که شده

سرکی می‌کشد و می‌گذرد

~*~*~
 

چه کسی می‌داند که تو در پیله‌ی تنهایی خود تنهایی؟

چه کسی می‌داند که تو در حسرت یک روزنه در فردایی؟

پیله ات را بگشا تو به اندازه یک پروانه زیبایی .