شاعر زیرک
در منابع تاریخی موارد گوناگونی ذکر گردیده در یکی از این منابع داستان تملق پرستی فتحعلی شاه این گونه ذکر شده است:
کتابچی مینویسد : یکی از روزهای عید نوروز فتحعلی شاه قاجار به عمارت نگارستان رفت. درختان تازه شکوفه کرده بودند، و قطرات شبنم بر روی گلها نشسته بود، و زیر نور خورشید می درخشید. فتحعلی شاه با دیدن این منظره زیبا طبع شعرش گل کرد، و گفت :
«روز عید است وبِه هر شاخه نمی باران است»
ولی هرچه کوشید نتوانست مصرع دوم را بگوید ، یکی از ملازمین که دوستی نزدیکی با فتحعلی شاه صبا ، شاعر دربار که به زندان اُفتاده بود ، داشت ، موقع را غنیمت شمرد و گفت:
اگر اجازه فرمایند ، فتحعلیخان صبا را که در زندان به سر می برد، و در بدیهه گویی استاد است ، به حضور بطلبند ، تا مصرع دوم را بگوید .
فتحعلی شاه اجازه داد ، و شاعر را آوردند . همین که چشم فتحعلی شاه به وی افتاد ، گفت: «روز عید است و به هر شاخه نمی باران است .»
شاعر زندانی هم بلافاصله گفت: «روز بخشیدن تقصیر گنهکاران است.»
و به این ترتیب یک بیت را تکمیل کرد ، و خود را هم از زندان نجات داد .